از شب عزای دولت تا شب عروسی در ماجرای افزایش قیمت جریمه ها!

ماجرای چند برابر شدن جرایم رانندگی در هیات محترم دولت، ذهن را به سوی داستانی از گذشته ها سوق می دهد و البته اظهارات چندماه پیش آقای وزیر اقتصاد درباره شب عزادی دولت را نیز به ذهن متبادر می کند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آذر؛ در گذشته ای دور، پادشاهی دستور می دهد به ازای هر عضو، یک سکه طلا به خانواده ها بدهند تا  از این رهگذر، محبوبیت از دست رفته پادشاه، سر جای خود برگردد و دوباره همه مردم شهر از مهربانی و خوبی بالانشین مملکت خود سخن بگویند.

وزیر دربار با شنیدن آنچه که پادشاه در سر دارد، بر می آشوبد و معترض کنان از پادشاه می خواهد این تصمیم را اجرایی نکند. اما پادشاه وزیر را آرام می کند و رام که نگران نباشد که برای مرحله بعد، ایده برتر و بهتری بر سر دارد.
روزی نو فرا می رسد و کارگزاران پادشاه، با آمارگیری از مردم شهر، برای هر عضو خانواده یک سکه طلا می دهند. گاه نیز پیش می آمده است که برخی خانواده ها حتی بیش از تعداد اعضای خود سکه بگیرند.
دوره شادمانی و رضایت از پادشاه و تدبیر ویژه فرا می رسد و ….
مدتی می گذرد. روزی پادشاه وزیر را فرا می خواند. او را در کنار خویش می نشاند و در گوشش نجوا می کند که بگو مردمان را نظر به حمله کشور بیگانه به مرزها، سربازان وطن عزم دفاع دارند و در این میان، چه انتظاری از مردم است؟ آیا نباید مردم – که همواره از پاداش ها و حمایت های امرای خویشتن بهره مند بوده اند- به کمک کشور بیایند؟ آیا مگر غیر از این باید اتفاقی رخ دهد؟ وزیر که فردی زیرک و باهوش بوده، متوجه موضوع می شود و دستور می دهد که جارچیان برخیزند و در شهر، فریاد بزنند و از مردم، کمک بخواهند تا هر کدام، برای دفاع از مرزها، لا اقل، یک و فقط یک سکه طلا بدهند تا شاید شر دشمنان از حوالی مرزها کنده شود.
در گوشه و کنار و در میان مردم اینگونه پیچیده می شود که همان پادشاهی که بارها! برای ما، سکه های رایگان داده و می دهد، حالا گرفتار یک بحران است و ما وظیفه خویشتن می دانیم که از چنین پادشاهی حمایت کنیم. اینگونه است که هر عضو هر خانواده ای از آن کشور، سکه ای را تقدیم پادشاه می کنند. مردمی که در گذشته ها مالیاتها را با کدورت و رنجش خاطر، می دادند، این بار با رضایت تمام، سکه ها را محضر پادشاه می فرستند. و پادشاه به سه هدف خویش رسیده بود. رضایت شهروندان ، بازگشت سکه ها و  آرامش مرزها!
داستان برخوردهای دولت با مردم، مخصوصا در موضوع یارانه ها، همیشه این داستان را در برابرم می گشود و از شروع لحظه پرداخت یارانه ها، هموراه در انتظار روزهایی بوده ام، که به نحو دیگری از مرد استمداد شود تا همان دولتی را که رایگان، به ایشان پول داده و عنایت ها در حق مردمان کرده اند، بنوازند و مورد لطف و عنایت قرار دهند.
اینجاست که فرهنگ رانندگی ایرانیان کم می آورد و دولت محترم مجبور است در برابر چند سال یارانه های ۴۵ هزار تومانی که هیچگاه، ذره ای با تورم و گرانی، بالا و پایین نشد و همیشه ۴۵ هزار تومان ماند، ناگهان جریمه ها از ۱۰۰ هزارتومان هم بالاتر می زنند و به ۲۰۰ هزار و گاه به ۴۰۰ هزار تومان می رسند.
حال بگذریم که این پرداخت یارانه با چه محنت ها و منت هایی همراه بود و چه وزرایی، چه تشبیهاتی برای شب های پرداخت یارانه، ساختند و از آن شب ها به عنوان شب های عزای دولت یاد کردند.
دوستی می گفت اگر شب های پرداخت یارانه، شب عزای دولت بوده، پس قطعا شب گذشته که وزرای محترم، جریمه های چند برابر شده رانندگی را تصویب کرده اند، در حوالی پاستور، شبی چونان شب های عروسی، پشت سر گذاشته شده است.
به اعتقاد او، وقتی شب پرداخت یارانه ۴۵ هزار تومانی، شب عزای دولت نام نهاده می شود، با این حساب، شب گذشته، ساعات تصویب جریمه های جدید رانندگی، چیزی در مایه های یک عروسی ویژه در نشست دولتیان برقرار بوده است. تا باد، چنین بادا
آپلود عکس برچسب ها : ، ، ، ، .
Email this to someoneShare on LinkedInTweet about this on TwitterShare on FacebookShare on Google+

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

Sorry. No data so far.

Powered by WP Bannerize