یادداشتی از وحیدسلوکی کارشناس ارشد مسائل سیاسی:

نقش جمهوری اسلامی در هندسه قدرت جهانی

انقلاب اسلامی ایران ثابت کرد که هم می‌توان دیندار بود و هم می‌توان تحول سیاسی اجتماعی ایجاد کرد و از این جهت این انقلاب در ترویج روحیه خودباوری و اعتماد به نفس در میان دین باوران دنیا بسیار الهام بخش بوده است

شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی، بر مبنای اندیشه‌های الهی حضرت امام خمینی(ره) خود عامل مهمی در تغییر هندسه قدرت جهانی از بدو شکل گیری تاکنون بوده است. انقلاب اسلامی در شرایطی به پیروزی رسید که‌این تصور بر دنیا حاکم بود که دین و معنویت باید از عرصه حیات سیاسی و اجتماعی کنار زده شود و اساسا دین و معنویت مربوط به امور فردی است نه امور سیاسی و اجتماعی. انقلاب اسلامی ایران ثابت کرد که هم می‌توان دیندار بود و هم می‌توان تحول سیاسی اجتماعی ایجاد کرد و از این جهت این انقلاب در ترویج روحیه خودباوری و اعتماد به نفس در میان دین باوران دنیا بسیار الهام بخش بوده است. به گونه‌ای که در اثر پیروزی انقلاب اسلامی، روح تازه‌ای در جنبش های اسلامی و نهضت‌های رهایی بخش در سراسر دنیا دمیده شد و این جنبش ها دور جدیدی از فعالیت‌های خود را آغاز کردند. از همین جاست که امثال آلوین تافلر، قرن ۲۱ را قرن روح الله دانسته‌اند.

انقلاب اسلامی همچنین در بی اعتبارسازی نظام دوقطبی حاکم بر نظام بین الملل بسیار مؤثر بود، به گونه‌ای که تا قبل از انقلاب اسلامی هیچ تحولی در دنیا رخ نمی‌داد مگر اینکه وابسته به یکی از دو ابرقدرت آمریکا و شوروی می بود. پیروزی انقلاب اسلامی، بدون وابستگی به هیچ یک از این دو ابر قدرت، نه تنها این قاعده متعارف در آن زمان را زیر سؤال برد، بلکه با آغاز جنگ تحمیلی هشت ساله و حمایت هر دو ابر قدرت از عراق متجاوز، نشان داده شد که تضاد حاکم بر روابط دو ابرقدرت صوری بوده و از ریشه‌های عمیق برخوردار نیست. از این پس نیز نظام تک قطبی به رهبری آمریکا شکل می‌گیرد که جمهوری اسلامی با ایستادگی در مقابل زیاده خواهی ها و دست درازی های آمریکا در همه مسائل و موضوعات نشان داد که توانایی آن را که رهبری بلوکی از کشورها و ملت‌های محروم و مستضعف را بر عهده گیرد و بتواند از آنها حمایت به عمل آورد، برخوردار است و می‌تواند امیدی برای تمامی آنانی باشد که از ترتیبات حاکم بر نظام بین الملل ناراضی هستند. به عبارت دقیق تر می‌توان گفت که جمهوری اسلامی ایران در تغییر هندسه قدرت جهانی از حالتی که در انحصار چند کشور استثمارگر باشد موفق بوده و امید آن می رود تا در آینده‌ای نه چندان دور این نظام بتواند با ایجاد ائتلافی مستحکم، مرکب از کشورهای جهان اسلام، کشورهای در حال توسعه و … در تغییر این هندسه قدرت جهانی به سمت هندسه جدیدی که مبتنی بر معنویت، عدالت و عقلانیت باشد، ایفاگر نقش مهمی باشد. 

در واقع، به تعبیر مقام معظم رهبری، پایه‌ى فکرى و ارزشى و پایه‌ى عملى، دو پایه‌ى اساسى هندسه حاکم بر نظام جهانی هستند؛ «آن پایه‌ى اخلاقى و فکرى عبارت بود از ادعاى برترىِ فکرى و ارزشى غرب» و «در بخش دوم که بخش عملى استکه پایه‌ى دوم قدرت غرب و تسلط غرب بر مدیریت جهان بود – مسئله‌ى توانایى‌هاى سیاسى و نظامى بود که اگر ملت‌ها یا دولت‌ها یا جریان هاى گوناگونى تحت تأثیر آن نظام ارزشى و آن جنبه‌ى اول قرار نمی‌گرفتند و تسلیم نمی شدند و ایستادگى می‌کردند، اینها با فشار سیاسى و با فشار نظامى با آنها مواجه می‌شدند و کارهاى زیادى را انجام می دادند که کسانى که زیر بار آن عامل اول نمی رفتند، با فشار عامل دوم، یعنى فشار سیاسى و فشار نظامى و امنیتى، مجبور بشوند با آنها همراهى کنند و همکارى کنند»، که امروزه هر دوی این پایه‌ها دچار چالش شده‌اند و انقلاب اسلامی در ایجاد چالش برای این پایه‌های نظم جهانی بسیار تأثیر گذار بوده است. در حقیقت آنگاه که انقلاب اسلامی در چارچوبی غیر از چارچوب های فکری و ارزشی غرب شکل گرفت و پیروز شد، در برتری ارزشی غرب تردید ایجاد کرد و آن را زیر سؤال برد و از سوی دیگر، این انقلاب با ایستادگی در مقابل تمامی زیاده خواهی های غرب نشان داده است که حتی می‌توان با ایستادگی در مقابل زیاده‌خواهی‌ها و تسلیم حرف زور دیگران نشدن نیز پیشرفت کرد. از این رو، انقلاب اسلامی در بی‌اعتبارسازی پایه‌های هندسه کنونی نظام جهانی موفق بوده است.

آپلود عکس برچسب ها : ، ، ، ، ، .
Email this to someoneShare on LinkedInTweet about this on TwitterShare on FacebookShare on Google+

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

Sorry. No data so far.

Powered by WP Bannerize