بازخوانی بخش مهمی از تاریخ دفتر تحکیم وحدت به بهانه برگزاری نشست سالیانه اتحادیه

از اختلاف تا انشقاق

تصویر قوق مربوط به مجادله دو طیف دفتر تحکیم وحدت در اسفند ۱۳۸۰ برای غلبه در دیگری است که سرانجام به دعوا در مقابل ساختمان تحکیم واقع در کوچه شهید رجب بیگی انجامید. روزی که شورای مرکزی منتخب در نشست شیراز به تهران بازگشت تا در نشستی خبری، مواضع خود...

پایگاه خبری تحلیلی آذر/ محمد صادق اسحاقی؛

تصویر زیر مربوط به مجادله دو طیف دفتر تحکیم وحدت در اسفند ۱۳۸۰ برای غلبه در دیگری است که سرانجام به دعوا در مقابل ساختمان تحکیم واقع در کوچه شهید رجب بیگی انجامید. روزی که شورای مرکزی منتخب در نشست شیراز به تهران بازگشت تا در نشستی خبری، مواضع خود را اعلام کند، عده ای از طرفداران طیف مدرن به بهانه برگزاری نشست شورای تهران (مرکب از انجمن های اسلامی شهر تهران) مقابل دفتر تجمع کرده و با چوب و چماق مانع ورود شورای مرکزی جدید به دفتر شدند. گویی انجمن های تهران خود را مالک دفتر تحکیم وحدت می دانند.

اما این نزاع از کجا شروع شد:

نشست آبان ۱۳۷۷، بروز دوگانگی در حوزه گرایش های نظری

سابقه ی اختلافات تحکیم به سالیان ۷۱ و ۷۲ بر می گشت که در آن سال ها، علی باقری رهبر یک جناح و طالقانی رهبر جناح دیگر بود. اما به دلایل مختلفی این اختلافات رسانه ای نشد.

در نشست انتخاباتی گیلان که در مهر ۷۷ برگزار شده بود، دو نفر انتخاب شده بودند. آقای تاجرنیا از طیف سنتی و آقای طاهری از طیف مدرن.

در نشست آبان ماه که در دانشگاه قزوین برگزار شد،” علی افشاری” بالاترین رأی را آورد ولی حدنصاب لازم را به دست نیاورد. بنابراین در دور اول انتخابات کسی رأی نیاورد. رایزنی در اینجا بین دو جریان صورت گرفت و متعاقب آن علی توکلی به عنوان کاندیدای جریان مدرن و مجید فراهانی به عنوان کاندیدای طیف سنتی انتخاب شدند و در دور دوم به شورای مرکزی راه یافتند و نشست فاتحه یافت.

نشست دانشگاه الزهرا، شروع درگیرهای فیزیکی

هنگام ورود فراهانی به نشست بچه های طیف مدرن با او درگیر شدند و به شدت او را کتک زدند. به حدی که پالتویش پاره شد و نگذاشتند وارد نشست شوند بدین صورت در الزهرا هیچ انتخاباتی برگزار نشد.

نشست دانشگاه تربیت معلم، شروع خیانت در داخل طیف سنتی

اواخر دی ماه یا اوایل بهمن ماه نشست در دانشگاه تربیت معلم تهران برگزار شد. افشاری برای انتخاب، ۳ رای کم داشت. بچه های شریف گفتند، این ۳ رای را درست می کنیم و از آن به بعد بچه های طیف سنتی چنین تعبیر کردند که بچه های شریف خیانت کردند، چون شریف جزو دانشگاه های طیف سنتی بود. وقتی افشاری داخل شورای مرکزی رفت، بحث بالا گرفت، که چرا دانشگاه شریف چنین کاری کرد و اقدام به آبستراکسیون کردند ولی اثری نداشت، زیرا توسط ۳ نفر از دانشگاه شریف حد نصاب برقرار می شد. پس از آن، رسماً در خط تقلب افتادند و توافق کردند که بقیه چه کسانی باشند. تصمیم گرفتند، ” عطری” نیز علی البدل باشد بالاخره به افتضاح کشید و دعوا شد، ولی به هر شکلی بود شورا را بستند و به مطبوعات نیز اعلام کردند و شورای مرکزی تحکیم تشکیل شد.”

اولین اعزام جمعی برای انشعاب

آن موقع، ۱۷ دانشگاه جدا شدند که از جمله دانشگاه های:” تهران”، ” صنعتی اصفهان”، ” تبریز”، “امام خمینی(ره)”، “گیلان” ،”مشهد”، “اراک”، “اردبیل” و یاسوج بودند. نامه ای تنظیم شد با این مضمون که ما جدا می شویم، در آن زمان افرادی از طیف سنتی به شدت مخالفت کردند.

تحلیلشان این بود که در دراز مدت با این جدایی، هیچ کاری نمی شود انجام داد و با این کار طیف مدرن میدان دار مطلق می شود و به هر حال نامه تصویب نشد.

نشست امیر کبیر، تفوق طیف سنتی

در نشست امیرکبیر، رأی گیری شد و با ۳۹ رأی سید محمد مهدی طباطبایی بیشترین رأی را آورد و کسی که به جای خانم بیگدلی آمده بود ۳۵ رأی آورد و علی افشاری ۳۳ رأی، ولی هیچکدام حدنصاب را که ۴۰ رأی بود نیاوردند. دور دوم برگزار شد و طباطبایی ۴۱ رأی آورد و به حدنصاب رسید از طیف سنتی وارد شورا مرکزی شد. “شیخ”، “حجتی” و “منوچهری” از طیف سنتی و “افشاری”،”فاتح” و “عطری” نیز از طیف مدرن انتخاب شدند.

انتخابات مجلس ششم، شروع سهم خواهی و جنگ قدرت در فتر تحکیم وحدت

به فاصله کمی پس از آن انتخابات مجلس ششم بود که در آن طباطبایی و منوچهری اصرار داشتند که به صورت حزبی وارد انتخابات نشده و دیدگاه های کلی خود را در قالب منشوری ارائه کنند و کاندیدا مشخص نکنند اما به هر حال مصوب شد که فعالانه در انتخابات شرکت و کاندیدا داشته باشد.

به هر حال نقشه ایران آورده شد و بررسی شد که در این ۲۵- ۲۶ استان تقسیم برنامه ها چگونه باشد. با توجه به هماهنگی شورای تهران با آقای افشاری، ایشان مسوول انتخابات در استان تهران شدند.

درگیری شدیدی در شورای تهران به وجود آمد، سهم جریان دانشجویی در انتخابات مشخص شده بود؛ مثلاً مشارکت گفته بود که ۳ نفر از تحکیم باشند، بچه های دانشگاه تهران با آقای علی اکبر موسوی خیلی جور بودند، آقای توکلی در نشست تربیت معلم رأی آورد و از همه بیشتر رأی آورد و با توجه به فشارهای مشارکت و مخالف شدید عده ای از بچه های دانشگاه تهران با توکلی، افشاری قضیه را طوری جمع کرده که موسوی، حقیقت جو و میثم سعدی انتخاب شدند.

نشست خواجه نصیر، استیضاح دبیر تشکیلات

در اردیبهشت ۷۹ نشستی در خواجه نصیر برگزار شد؛ با عنوان پاسداشت علی افشاری، طیف سنتی مخالفتی نکرد، فقط می گفت که تحکیم را در سطح یک فرد تنزل ندهید.

آقای عزت الله سبحانی و آرمین در افتتاحیه صحبت کردند، آقای سحابی هنوز آن موقع بازداشت نشده بود. در جمع بچه های انجمن خواجه نصیر طباطبایی گفت، که تحکیم مصوبه ای جهت صحبت آقای سحابی ندارد و ما به جای اینکه مخالفت صحبت این فرد باشیم، از انجام کار غیرتشکیلاتی ناراحت بودیم. اعضای انجمن خواجه نصیر گفتند، که مسوولیت آن با خودمان، آقای سحابی میهمان انجمن خواجه نصیر هستند.

روز دوم نشست، طرحی با عنوان استیضاح دبیر تشکیلات (سید مهدی طباطبایی) اعلام وصول شد، که مفاد آن یکی با عنوان اخلال در برگزاری شورای تهران بود، دیگری انتخابات مجلس ششم البته بحث ها و تهمت های مالی را مطرح نکرده بودند.

موافق اول آقای حجت شریفی از دانشگاه صنعتی شریف بود، که کلی سرو صدا و توهین کرد، مخالف اول از دانشگاه تهران آمد. موافق دوم یکی از بچه های دانشگاه محقق اردبیلی بود و مخالف دوم از تبریز که بعد آن از ته سالن سرو صدا  و درگیری است، هر چه سعی کردیم نتوانستیم نشست را کنترل کنیم، که دیدم چهار استیضاح به دست من رسید، اقای منوچهری، سید جواد صالحی حجتی و شیخ و در نهایت خود من هم استعفا کردم و نشست خاتمه یافت.

بلافاصله جلسات شورای مرکزی به فاصله کوتاهی برگزار شد و سعی در آرام کردن فضا شد. بعد از آن تا اردوی سالانه خرم آباد، مسأله ای نبود.

دو جناح لمپنیسم و اپورتونیست دفتر تحکیم وحدت

طیف سنتی و اصیل دفتر تحکیم وحدت درگیر دو مشکل بود، یکی از جریان لمپنی که در تحکیم ریشه دوانده بود، که محور آن دانشگاه علامه بود و آقای عطری و حضرت زاده و اینها بودند، که سطح نشست ها را خیلی تنزل داده و پائین آورده بودند و جریان فرصت طلب، منفعت طلب و اپورتونیستی بودند که از لحاظ فکری نزدیک طیف سنتی بودند و بخشی از دانشگاه تهران و شهید بهشتی هسته اصلی آن بودند.

نشست خرم آباد

بحث دعوت از آقای سروش مطرح شد، که طباطبایی و منوچهری هم صحبتی کردند و قرار شد از او در قالب مناظره دعوت شود، طرف مناظره را هم آقای مصباح تعیین شد، در شورای مرکزی مطرح شد و اقای افشاری خیلی ناراحت شدند، که از آقای سروش فقط به صورت مناظره استفاده شود، الا اینکه طرف مقابلش قبول نکند، پیشنهاد آقای صادق لاریجانی هم داده شد.

در یک عصری، طباطبایی، افشاری، شیخ، حجتی و فاتح به دیدن آقای سروش در دفتر انتشارات صراط رفتند که آقای سروش مناظره را قبول نکردند و با اصرار زیاد گفتند، که بنده شرط کرده ام که اگر کسی بخواهد مناظره کند باید در حوزه مورد مناظره به اندازه من اثر تألیفی داشته باشد و مثلا یکی دو کتاب در پلورالیسم داده باشد، تا ببینم حرف ایشان چیست و من که به شأن خود نگاه می کنم، می بینم کسی به اندازه من در این حوزه کار نکرده است.

البته آقای افشاری و اینها هم اجازه ندادند که خیلی برای مناظره فشار آورده شود.

بیرون از جلسه به طباطبایی اعتراض شد که اگر آقای دکتر برای سخنرانی هم بیاید خیلی خوب است و خلاصه صورتجلسه هم عوض شد و قرار شد که دکتر سروش به عنوان سخنران شرکت نماید.

صبح روز پرواز تهران خرم آباد طباطبایی خواب ماند. پژو دربستی ظهر ایشان را به خرم آباد رساند. افتتاحیه انجام شده و آقای تاج زاده هم برگشته بودند. در عصر روز اول نشست آقایان سروش و کدیور آمده بودند، آقای فاتح برای استقبال رفتند. انصار حزب الله اجازه خروج از فرودگاه را به آقای سروش نمی داد. جمع عصبی و آماده درگیری بود که عصر آقای فاتح برای استقبال به فرودگاه رفته بودند، درگیری هایی خیلی شدیدی رخ می داد، طیف سنتی سعی به آرامش می کرد ولی چون به صورتی آمار به آقای افشاری می رسید، ایشان جو را خیلی پرتنش تر هدایت می کرد، که آقای افشاری گفت، ما هم چند اتوبوس از بچه ها را به فرودگاه می بریم و جلوی انصار حزب الله می ایستیم. به شدت درگیری شد. طباطبایی به راننده ها با قسم تهدید می کرد که حق ندارید بچه ها را ببرید.

در همان جا شورای مرکزی جلسه اضطراری تشکیل داد و با حرکت و ورود به ماجرا مخالفت کرد. از استانداری تماس گرفتند، که آقای سروش و کدیور از فرودگاه خارج و الان در میهمان خانه استانداری هستند و در حال تدارک جهت بازگشت مخفیانه به تهران هستیم و شما هم نشست را ادامه بدهید.

آقای سروش در بین مسیر با موبایل حدود پانزده دقیقه ای برای جمعیت صحبت کرد، که از پشت میکروفون پخش گردید، که با واکنش جمع دانشجویی و سر و صدا و سوت و کف توأم بود.

یکی دو روز با این وضعیت نشست دنبال شد، تا اینکه در عصر روز چهارم مسئول تشکیلات مجبور شد که نشست را تمام شده اعلام کند. برای تمام شدن نشست، باز دعوا بود، شورای مرکزی بخصوص علی افشاری می گفتند، تا اخر روز هفتم می ایستیم و به خوابگاه نمی رویم و شبها در دانشگاه می مانیم و خیلی: چه گوارایی” برخورد می کردند. طباطبایی می گفت، در این شرایطی که فرد عصبی برخورد می کند، از سخنرانیها و ادامه اردو هیچ چیز عاید ما نمی شود.

اگر چند واقعه را در روند انحطاط جریان دانشجویی در این سالیان مؤثر بدانیم، اوج آن، حادثه کوی بود که جریان دانشجویی را از مسیر طبیعی خیلی خارج کرد و به سمت رفتارهای غیر عقلایی که نظام را دشمن خود بداند، حرکت کرد و دومین مورد آن ماجرای خرم آباد بود.

نشست مشهد در مهرماه ۱۳۷۹ و طرح تعطیلی دانشگاهها

اوایل آبان ۷۹ یا اوایل مهر بود، که ایشان علی افشاری پیشنهادی داد، که تحکیم باید دانشگاه ها را در اعتراض به صحبت های مقام معظم رهبری و انتقادات تند و تیزی که ایشان کرده، تعطیل کنیم. که در این نشست، پیشنهاد تعطیلی دانشگاه ها، با اختلاف یکی دو تا رأی تصویب نشد.

افشاری به فاصله یک هفته آمد تهران و در نشست شورای تهران این مسئله را تصویب کرد، که دانشگاه تعطیل بشود و یک روز هم اعلام شد، که ما این روز دانشگاه را تعطیل می کنیم.

تنها دانشگاهی که مجری بود و همان هم مجری موفقی نبود، دانشگاه علامه بود. یک روز، آزمایشی در دانشگاه علامه اجرا شد و آن هم ناموفق بود و عملاً این قصه تعطیل شد.

این طرح مقداری، حالت امنیتی به خودش گرفت. جلسه فوق العاده اضطراری شورای مرکزی تشکیل شد. در خیابان ویلا، خیابان سمیه، اعضای شورای مرکزی جمع شدند. به نظر می رسید که خیلی ها ترسیده اند.طباطبایی به دیگر اعضای شورا دلگرمی می داد. آنجا مصوب شد، که یک نامه ای خطاب به رهبر انقلاب نوشته و بالاخره عرض ارادت شود.

آقای نیما فاتح نامه ای را از طرف روابط عمومی، خیلی با موضوع پایین و خیلی در شرایطی که انگار وضعیت خاص و قرمز و بحرانی هست نوشتند و دادند به طباطبایی، که این نامه را به دست رهبر انقلاب برساند.

سمینار عبور از خاتمی، در غیاب شورای مرکزی

آذر ماه ۷۹ یک مجموعه ای پنج نفره از شورای مرکزی دفتر تحکیم با همین اردویی که مجموعه نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها برای اعضای شوراهای مرکزی تشکل ها برگزار می کرد، یک سفری به عتبات داشتند.

در غیاب این افراد شورای مرکزی تحکیم غیر رسمی بود. این افراد از سفر که برگشتند، دیدند دقیقاً برخلاف انتظارشان یک سری کارهایی شده است. از آن جمله همایشی بود که در دانشگاه امیرکبیر برگزار شد با همکاری دفتر تحکیم. که اعضای شورای مرکزی خیلی اعتراض کردند که چرا بدون اطلاع شورای مرکزی این اتفاق افتاده است. نسبت به این مسأله، آقای سحابی و اقای افشاری سخنران آن همایش بودند. در آن همایش بود که آقای افشاری بحث عبور از خاتمی را مطرح کرد.

Multimedia_pics_1384_2_Politic_560

سمینار مدد به خاتمی آذر ۷۹

آقای حجتی مسئول واحد فرهنگی ملزم به برگزاری یک سمینار فرهنگی سه روزه ای، در دانشگاه تربیت مدرس شد. در واقع جوابی بود به آن نشست سیاسی که در گرگان برگزار شده بود. طباطبایی توی آن جلسه یک طرح جدید را مطرح کرد که مورد استقبال شدید مطبوعات قرار گرفت و تیتر روزنامه ها شد. در مقابل بحث عبور از خاتمی آقای افشاری، آقای طباطبایی مدد به خاتمی را مطرح کرد

نشست مقدماتی در دانشگاه تربیت معلم در پاییز ۷۹

نشست دانشگاه تربیت معلم، نشست مقدماتی سالانه بود که اعضای شورای تحقیق باید انتخاب می شدند. نشست با چالش و طبق معمول دعوا شروع شد. نشست خیلی تند و خیلی پر اصطکاک شد و رسید به انتخاب شورای تحقیق، طیف سنتی سه، هیچ انتخابات شورای تحقیق را باخت.

دیدار با رهبر معظم انقلاب، آذر ۱۳۷۹

شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت یک ملاقاتی را در آذر ماه ۷۹ با رهبر انقلاب داشت. شورای مرکزی برای انتخاب نماینده ای که در محضر رهبری صحبت کند یک جلسه ای تشکیل داد. با ۵ رأی از ۷ رأی طباطبایی برای این صحبت انتخاب شد و به عنوان مسئول تشکیلات موظف شد که یک متنی را تنظیم کند تا در شورای مرکزی به تصویب برسد و آنجا قرائت شود.

در روز ملاقات این جماعتی که از کل کشور آمده بود، در محل تحکیم تجمع و سر و صدا کردند که این چه متنی است و برای ما قبول نیست. در عوض یک متنی را گذاشتند و گفتند که باید این متن قرائت شود. متنی بسیار کودکانه و ضعیف بود.

دانشجویان به سمت مجموعه بیت رهبری حرکت کردند و آنجا حدود بیست دقیقه مهدی طباطبایی صحبت کرد. صحبت های جدی و انتقادی بود. و به مسائل مختلفی هم پرداخته بودند، اما بسیار مؤدبانه و محترمانه. جریان اصیل دفتر تحکیم وحدت، همیشه جایگاه رهبری نظام را محترم حفظ کرده بود، در کنار آن انتقادات خودشان را خیلی صریح نسبت به همه اجزای حاکمیت مطرح می کردند. شاید در آن زمان، کسی پیش رهبر انقلاب آنقدر صریح قوۀ قضائیه را نقد نکرده بود. در تمام موضوعات نقد ها صریح بود؛ از جمله توقیف مطبوعات که خیلی در این مسئله پافشاری می کردند.

 دی ۷۹ نشست اصفهان، آغاز علنی صف بندی ها

در جلسه فراکسیون سنتی مطرح شد که اولویت های فراکسیون برای شورای مرکزی مشخص شود.

قراری که از قبل گذاشته شده بود، آقایان طباطبایی،حجتی و منوچهری به عنوان اولویت های ۱ و ۲ و ۳ انتخاب شده بودند. اما انجمن اسلامی دانشگاه تهران و شهید بهشتی یک بی صداقتی کردند و افراد دیگری به عنوان اولویت های فراکسیون سنتی انتخاب شد.

حجتی به عنوان اولویت اول، طباطبایی اولویت دوم و رضوی فقیه به عنوان نفر سوم انتخاب شد.

فراکسیون سنتی با یک بی اعتمادی داخلی وارد نشست شد. البته این انتهای ماجرا نبود. به نظر می رسید یک سری توافقات خارج فراکسیون نیز شکل گرفته است. از طرفی افشاری از طرف مدرن مدعی شد که در این نشست می خواهند چهار نفر از شورای مرکزی انتخاب کنند که سه نفر از طیف مدرن و تنها یک نفر از طیف سنتی که آن هم حجتی بود.

شرایط به گونه ای بود که اگر انجمن اسلامی دانشگاه تهران با طیف افشاری ائتلاف می کرد امکان وقوع چنین اتفاقی وجود داشت.

آقای سیاسی راد که رئیس نشست بود از طباطبایی خواست که اسامی کاندیدای انتخابات را اعلام کند اما شورای تحقیق زیر بار نرفت و قصد داشت برخلاف روند معمول سخنگوی شورای تحقیق اسامی را انتخاب کند.

در ابتدا طباطبایی زیر بار نرفت اما با اصرار سیاسی راد قبول کرد.

خانم ژیان پناه سخنگوی شورای تحقیق برای اعلام کانیدا پشت تریبون آمد. ۳۵ نفر کاندید شده بودند که دو نفر از آنها رد صلاحیت شدند یک نفر که سابقه تشکیلاتی نداشت و نفر دوم سید محمد مهدی طباطبایی، دبیر وقت دفتر تشکیلات تحکیم وحدت.

بعد از اعلام این موضوع در یک لحظه نشست منفجر شد. خیلی از افراد سالن بسیار اعصبانی شده بودند. دلایل رد صلاحیت طباطبایی اعلام شد. ارتباط با محافل امنیتی اطلاعاتی، ارتباط با محافل خاص قدرت، دخالت در انتخابات مجلس در اردبیل، دخالت در آراء دانشگاه ها و…

آقای طباطبایی برای پاسخ به اتهامات پشت تریبون آمد چیزی حدود سی دقیق صحبت کرد و تمام اتهامات را پاسخ داد. در انتها سالن جلسه را ترک کرد.

شورای تحقیق اعلام می کند که بنا به مصالحی رأی خود را پس گرفته و طباطبایی تائید صلاحیت شد. این مسئله باعث شد تعداد زیادی از انجمن ها به شورای تحقیق معترض شوند. و آبستراکسیون کنند و نشست از رسمیت بیفتد.

بازداشت مجدد علی افشاری

بعد از نشست اصفهان علی افشاری سر قضیه سخنرانی که در دانشگاه امیر کبیر به همراه آقای سبحانی انجام داده بود بازداشت شد. و در واقع جریان مدرن بدون رهبر شد. آقایان دیگری که بودند از جمله، سیاسی راد، نیمای فاتح، عطری و … هیچ کدام توان رهبری جریان مدرن را نداشتند. نشست تکمیلی در دانشگاه تبریز برگزار شد.

بازداشت-علی-افشاری-دفتر-تحکیم-وحدت

دانشگاه تبریز بهمن ۷۹

بر خلاف نشست های قبلی، این نشست با آرامش شروع شد. لیست تائید صلاحیت شده از سوی شورای تحقیق به دبیر تشکیلات (طباطبایی) داده شد. مهدی طباطبایی هم تائید صلاحیت شده بود. در آن نشست هیچ کس نصاب لازم را نیاورد. بیشترین رای را علی سیاسی راد با ۳۲ ردی آورد و دومین ردی را مهدی طباطبایی با ۲۸ رأی. اما نصاب لازم برای شورای مرکزی ۴۰ رأی بود.

سه دفعه رأی گیری شد و هیچ کس نصاب لازم را نیاورد نشست دانشگاه تبریز بدون نتیجه تمام شد و تا حدود ۴ ماه نشست انتخاباتی برگزار نشد.

نشست تربیت مدرس، خرداد۸۰

کمتر از یک ماه به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده بود ولی هنوز کاندیدای دفتر تحکیم وحدت رسماً مشخص نشده بود.

روند کار نشست هایی که انتخابات برگزار می شد بدین گونه بود که مسئول تشکیلات نشست را شروع می کرد. انتخابات هیأت رئیسه را برگزار می کرد. بعد که هیأت رئیسه اننتخاب می شد، ریاست را از مسئول تشکیلات تحویل می گرفت و انتخابات شورای مرکزی را برگزار می کرد.

اما در این نشست علاوه بر انتخابات شورای مرکزی، موضوع انتخابات ریاست جمهوری نیز در دستور کار بود. به همین دلایل مسئول تشکیلات قبل از اینکه ریاست را به هیأت رئیسه تحویل دهد این موضوع را در دستود کار قرار داد. افراد طیف مدرن به این مسئله اعتراض داشتند و می خواستند که اول هیات رئیسه انتخاب شود، سپس موضوع انتخابات ریاست جمهوری در دستور کار قرار گیرد، اما مسئول تشکیلات این حرف را نپذیرفت و ابتدا در مورد ریاست جمهوری بحث شد.

موضوعی که در دستور قرار گرفت این بود که آقای خاتمی کاندیدای رسمی دفتر تحکیم وحدت باشد. طیف مدرن به شدت با این موضوع مخالفت می کرد و پیرو بحث” عبور از خاتمی” که آقای افشاری مطرح کرده بود، مخالف آقای خاتمی بودند و می خواستند ابراهیم اصغر زاده را به عنوان کاندیدای تحکیم مطرح کنند.

رأی گیری انجام شد و آقای خاتمی با ۳۸ رأی به عنوان کاندیدای تحکیم انتخاب شد یعنی با حداقل رأی ممکن، به طوری که اگر یک نفر رأی خود را پس می گرفت، آقای خاتمی انتخاب نمی شد.

طیف مدرن از این اتفاق بسیار متعجب و عصبانی شده بود. در واقع طیف مدرن دفتر تحکیم وحدت که مورد حمایت شدید اصلاح طلبان بود و تمام رسانه های دوم خرداد در اختیارشان بود دیگر خود اصلاح طلبان را هم قبول نداشتند.

آقای خاتمی به عنوان کاندیدای دفتر تحکیم وحدت انتخاب شده بود و بلافاصله این مسئله رسانه ای شد و در مطبوعات انعکاس زیادی داشت.

انتخاب هیأت رئیسه، دستور بعدی بود که باید بررسی می شد هر کدام از دو طیف سنتی و مدرن سه نفر را برای هیات رئیسه معرفی کردند.

از شش کاندیدای موجود باید سه نفر انتخاب می شدند. انتخابات هیات رئیسه، نسبی بود یعنی هر کس نصف + یک آرا را کسب می کرد، انتخاب می شد. هیات رئیسه را طیف سنتی پیروز شدند. بلافاصله هیأت رئیسه، ریاست نشست را به عهده گرفت و انتخابات شورای مرکزی شروع شد.

اردوی سالیانه در دانشگاه تهران شهریور ۸۰

اردوی سالیانه با پیام رهبر انقلاب شروع شد. آقای قمی پیام را قرائت کردند. در این نشست طیف مدرن خیلی ضعیف شده بود. از وضعیتی که نزدیک به چهل رای داشتند که دو سوم آراء بود به ۲۵ رأی رسیده بودند. در واقع جای فراکسیون مدرن و سنتی عوض شده بود.

فراکسیون مدرن با یک مشکل مواجه بود . از طرفی می خواست که شورای مرکزی تغییر کند و از طرفی اگر وارد انتخابات می شدند با توجه به ترکیب آراء حتماً انتخابات را می باختند و دچار یک نوع تناقض شده بودند. تا اینکه در روز سوم نشست یک اطلاعیه ای به اسم شورای تحقیق دفتر تحکیم وحدت منتشر شد. آقایان مومنی و ریاحی و خانم ژیان پناه اطلاعیه ای تهیه کرده بودند مبنی بر اینکه، با توجه به اینکه دوره شورای مرکزی تمام شده است شورای تحقیق اعلام می کند، که این شورای مرکزی غیر قانونی است و منحل شده و ما باید انتخابات شورای مرکزی را برگزار کنیم.

در ادامه هم یک نامه ای به آقای طباطبایی زدند که باید مهر دفتر تحکیم وحدت را تحویل دهد. فضا بسیار سنگین شده بود. آقای مومنی و خانم ژیان پناه بسیار ترسیده بودند و کسی که آن ها را تحریک می کرد و عملاً مسئول اقدامات بعدی بود، آقای عطری بود.

طباطبایی دبیر تشکیلات مدعی بود که اولا شورای تحقیق در ارکان تشکیلاتی از شورای مرکزی پایین تر است و در ثانی اگر قرار باشد شورای مرکزی که یک سال و نیم پیش انتخاب شده غیر قانونی باشد، شورای تحقیق که یک ماه قبل از آن انتخابات شده است به طریق اولی غیر قانونی است.

روزنامه کیهان از این فضا خیلی سو استفاده کرد. شروع کرد به نشر موضوعاتی از قبیل انشعاب در دفتر تحکیم وحدت، دو گانگی و. . . البته مهدی طباطبایی در مصاحبه ای این مسئله را تکذیب کرد و گفت که هیچ اطلاعیه ای رسمی منتشر نشده است و شورای مرکزی قصد دارد هر چه سریع تر انتخابات را برگزار کند.

برنامه های روز ششم و هفتم اردو لغو شد و این روزها به نشست انتخاباتی اختصاص داده شد.

 نشست انتخاباتی در دانشکده مدیریت شروع شد. نشست اول صبح تا ظهر رسمیت نداشت و طیف مدرن شرکت نمی کرد. برای رسمیت نشست دو، سه نفر کم بود. طیف سنتی وارد مذاکره با لایه ی لغزنده ای از طیف مدرن، یعنی آقای توکلی شد. توکلی حضور یافت و نشست به طور دقیق با دو سوم آراء یعنی چهل رأی رسمی شد. در واقع اگر یک نفر از نشست بیرون می رفت، جلسه از رسمیت می افتاد. بالاخره با هر زحمتی که شده شورای تحقیق انتخاب شد.

سید مهدی طباطبایی در مصاحبه ای به مطبوعات اعلام کرد که شورای تحقیق جدید انتخاب شده است و قرار است در اسرع وقت شورای مرکزی جدید هم مشخص شود.

این دوران مقطع بسیار مهمی بود. جریان سنتی در شهریور ماه ۸۰ کار را یک سره کرده بود و یکه تازی می کرد. در حقیقت با کسب دوسوم آراء نیازی به جریان مدرن نداشت و قرار بود شورای مرکزی را هم بسیار قوی در اختیار بگیرد. اما انجمن های اسلامی دانشگاه های تهران و بهشتی لغزیدند و متأثر از بعضی افراد حزب مشارکت خلاف رویه طیف سنتی عمل کردند.

قبل از نشست گیلان، حکمیت اول اصلاح طلبان

قبل از نشست گیلان یک سری جلساتی بین برخی از اعضای دفتر تحکیم وحدت با برخی از سیاسیون حزب مشارکت برگزار می شود. در این جلسه افرادی همچون کدیور، حجاریان، عباس عبدی، تاج زاده و آقای جلایی پور شرکت می کردند اما سید مهدی طباطبایی که هنوز دبیر تشکیلات دفتر تحکیم و رهبر فراکسیون سنتی بود حضور نداشت.

هدف این جلسات، نوعی حکمیت برای جلوگیری از انشقاق دفتر تحکیم وحدت بود. دو روز مانده به نشست گیلان شورای حکمیت قطنامه ای صادر می کند که مفاد آن عبارت است از:

  • هیچ جریانی نباید هیچ جریانی را حذف کند.
  • جریان سنتی ۴ نفر اصلی، یک نفر علی البدل و جریان مدرن سه نفر اصلی ، دو نفر علی البدل در شورای مرکزی داشته باشد.
  • از اعضای شورای مرکزی قبلی کسی کاندید نشود.
  • نشست گیلان کان لم یکن تلقی می شود و نشست انتخاباتی در زمان دیگری و در مکان دیگری انتخاب می شود.

فردای آن روز، مهدی طباطبایی در مصاحبه با مطبوعات، بدون اشاره به اعلامیه ای شورای حکمیت اعلام کرد که نشست گیلان سر موعد برگزار خواهد شد و در واقع طیف سنتی اعلامیه ی شورای حکمیت که مداخله ی آشکار در امور داخلی تشکیلات و نقض مکرر اساسنامه بود را نپذیرفت.

نشست گیلان، مهر ماه ۸۰

نشست گیلان با پیام دکتر معین وزیر علوم وقت و پوشش صدا و سیما با حضور ۴۸ حق رأی( ۸ رأی بیشتر از حد نصاب) به صورت رسمی شروع شد. طیف سنتی که در واقع در حال برگزاری انتخابات قانونی بود، به طیف مدرن پیام داد که در نشست حاضر شوند. مگر نه عملاً حذف می شدند.

طیف مدرن که در اقلیت محض بود، یک بازی سیاسی در آوردند و گفتند که در محل دفتر تحکیم وحدت در تهران در همان روز و همان ساعت نشست برگزار می کنند.

تعداد نفراتی که در نشست طیف مدرن حاضر شدند حدود ۲۰ الی ۲۵ نفر بودند که شاید تعداد آرایشان به ۱۵ عدد هم نمی رسید.

به هر حال انتخابات شورای مرکزی دفتر تحکیم در دانشگاه گیلان با حضور انجمن های اسلامی دانشگاه تهران و بهشتی برگزار شد و تعداد حاضرین در نشست ۴۸ رأی بود. یعنی نصاب برای انتخابات شورای مرکزی ۳۲ رأی بود. انتخابات برگزار شد، سید مهدی طباطبایی و حسن جابری از دانشگاه امیرکبیر دقیقا با ۳۲ رأی انتخاب شدند.

روزنامه نوروز ارگان حزب مشارکت، فردای آن روز یک خبر جعلی را منتشر کرد مبنی بر اینکه نشست گیلان بدون نتیجه به پایان رسید. این اولین باری بود که رسماً دروغ می گفتند.

بعد از نشست گیلان، حکمیت دوم

بعد از نشست گیلان مسئله خیلی جدی شده بود. انجمن اسلامی دانشگاه تهران به اصرار حزب مشارکت از طیف سنتی جدا شده بودند و یک اقیلیتی را برای خود تشکیل داده بودند. جریان مدرن هم که عملا حذف شده بود.

جلسات شورای مرکزی قبلی تشکیل نمی شد و شورای جدید هم که هنوز رسمیت نیافته بود. از طرفی شورای تحقیقی که دو سال پیش انتخاب شده بود(آقای مدنی، آقای ریاحی و خانم ژیان پناه) به نام دفتر تحکیم وحدت بیانیه و اطلاعیه صادر می کرد.

در این حین آقای نبوی تماسی با مهدی طباطبایی گرفت اعلام کرد که می خواهد برای حل مشکلات کمک کند. نبوی به طباطبایی گفت که ما جریان شما و جریان دانشگاه تهران را جزء اصلاحات می دانیم و جریان علی افشاری را قبول نداریم. بیایید برای برقرای تفاهم بین جریان شما و جریان دانشگاه تهران جلساتی برگزار کنیم.

حدود پنج یا شش جلسه در محل سازمان مجاهدین با حضور آقای نبوی و چند تن از اصلاح طلبان برگزار شد.

از دو طیف سنتی و دانشگاه تهران هم در این جلسات حضور داشتند. جلسات برگزار می شد تا اینکه قرار شد یک لیست ائتلافی برای شورای مرکزی بسته شود. اما آقایان حجتی و شیخ از دانشگاه تهران دیگر در این جلسات شرکت نکردند. اینگونه حکمیت دوم نیز به نتیجه نرسید.

جلسه ای با حضور ۳۲ حق رأی در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. نشست مشورتی بود و نصاب نداشت. در آن نشست برآیند نظرات این شد که در دانشگاه شیراز انتخابات تکمیلی برگزار شود.

نشست شیراز زمستان ۱۳۸۰

نشست شیراز در یک شرایط بسیار سخت برگزار شد. از آقای خاتمی و کروبی درخواست شد که برای نشست پیام بدهند. مجموعه ی دفتر آقای خاتمی کمی بازی درآورد، ابتدا قبول کردند که پیام بدهند، بعد امروز و فردا می کردند و در انتها پیام ندادند.

اولین روز نشست شیراز، اعضای قبلی دفتر تحکیم که نماینده مجلس شده بودند، یوسفیان، تاجرنیا، و علی اکبر موسوی در دفتر آقابی کروبی نشسته بودند که نگذارند آقای کروبی پیام بدهد. که در آخر کروبی به طباطبایی تماس گرفت و شخصاً بابت پیام ندادن عذر خواهی کرد.

به هر حال نشست شیراز در یک شرایط بسیار سخت با حداقل امکانات برگزار شد. دانشگاه شیراز کمترین همکاری را نداشت حتی اسکان و غذا هم در اختیار دانشجویان قرار نداد. حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر از اعضای نشست در راهروهای سالن، شب را گذراندند. حتی دانشگاه برای دادن پتو به این افراد همکاری نکرد.

حدود ۳۷ نفر در این نشست شرکت کردند. یکی از این بندهای اساسنامه را تصریح دارد که اگر در دو نشست متوالی نمایندگان یک انجمن غیبت غیر موجه داشته باشد، مسئول تشکیلات حق دارد آرائ این دانشگاه را برای دو نشست تعلیق کند و راجع به اخراج آنها  از تحکیم در کمیسیون تشکیلات تصمیم بگبرد.

مسئول تشکیلات از این ماده ی اساسنامه استفاده کرد و با توجه به این مسئله نشست شیراز به رسمیت رسید. انتخابات برگزار شد و هشت نفر دیگر شورای مرکزی انتخاب شدند.آقایان منوچهری، احمدی، علمشاهی، پناهی، خواجه زاده، نصیری، پور نعمت، و امیری. آقایان مهدی طباطبایی و جابری هم که از قبل انتخاب شده بودند.

به فاصله ی کمتر از دو هفته ی بعد نشست غیر قانونی در دانشگاه علامه برگزار شد که بعد ها به تحکیم علامه معروف شد. و این بود داستان انشقاق دفتر تحکیم وحدت . . .

آپلود عکس برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، .
Email this to someoneShare on LinkedInTweet about this on TwitterShare on FacebookShare on Google+

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

Sorry. No data so far.

Powered by WP Bannerize